«ستاره باران» نام سريالي با كارگرداني بهمن زرينپور است كه همزمان با سالگرد ارتحال امام خميني(ره) به سفارش شبكه يك، در چهار قسمت ساخته شد و بين روزهاي 12تا 15 خرداد پخش خواهد شد، به لوكيشن اين سريال واقع در امامزاده يحيي حوالي خيابان مولوي رفتيم و گزارشي از آن تهيه كرديم. جا دارد از هنرمند خوب كشورمان، عبدالرضا اكبري تشكر كنيم كه هماهنگيهاي لازم را براي تهيه اين گزارش فراهم آورد.
خلاصه داستان ستاره بارون
قصه «ستاره بارون» با مضمون اجتماعي و تاريخي در سال 1342، پس از دستگيري امام(ره) روايت ميشود، داستان حول محور دو شخصيت به نامهاي رحمان و احمد ميگذرد كه دو دوست قديمي هستند، آنها در يكي از محلههاي جنوب تهران به همراه خانوادهشان زندگي ميكنند، فرزند رحمان كه پدرش فعاليتهاي ضدرژيم شاهنشاهي دارد، طي حادثهاي شيشه خودروي ساواك را كه براي دستگيري روحاني محله آمده بودند، شكست و همين امر باعث ورود نيروهاي ساواك به محله ميشود، چرا كه توجهشان جلب ميشود و...
خاطرات برايم تداعي شد
«فرحناز منافيظاهر» فعاليتش را از سال 48 با گويندگي در راديو و برنامههاي كودك و قصههاي شب در راديو شروع كرد، سال 53 وارد تئاتر شد و در سال 57 با فيلم «كوه مغرور» وارد تلويزيون شد، او در سريالهاي به يادماندني چون؛ پدرسالار، خانه سالمندان، امام علي(ع) و روزگار قريب در نقش مادر دكتر قريب به ايفاي نقش پرداخت، منافيظاهر، در سال 76 مجري برنامه پرطرفدار تلاش بود، وي در حال حاضر بازنشسته آموزش و پرورش است، او درباره نقش خود در ستاره بارون ميگويد: «من نقش مادر محسن را ايفا ميكنم، اين سريال تاريخي از سال 42 تا 57 وقايع رويداد انقلاب را نشان ميدهد.» منافيظاهر به ما ميگويد: «يادمه زماني كه دانشجو بودم، واحد دانشگاهي در سال 57 خيلي شلوغ شد و دانشجوها تحت كنترل ساواك بودند، حالا در اين سريال چهار قسمتي همان خاطرات براي من تداعي شد.»
منافيظاهر در مورد زندگي خانوادگي خود ميگويد: حاصل ازدواج من با حسين محباهري بازيگر سينما و مجرب، يك دختر و يك پسر است، دخترم در حال حاضر گريمور است و پسرم طراح صحنه و دكور و ليسانس كامپيوتر هم دارد... او متاهل است و يك عروس بسيار دوستداشتني هم دارم.
او در پايان از مجله خانوادهسبز تشكر كرد و گفت: خوشحالم كه مانند يك رسانه تصويري، پرطرفدار هستيد.
عوامل مجموعه
گروه كارگرداني: نويسنده و كارگردان: بهمن زرينپور، مدير برنامهريز، دستيار كارگردان و بازيگر: كامبيز دارابي، دستيار دوم و سوم كارگردان: سعيد سعيديپور و ميلاد خالدي، منشي صحنه و بازيگر: فاطمه سيدي.
گروه تصويربرداري: مدير تصويربرداري: حسنعلي اسدي، دستيار اول تصويربرداري: علي كريمي.
گروه صحنه: پيام حسين سوري و مهلقا ناقه
صدا: فرخ فدايي
جلوههاي ويژه: عباس شوقي
گروه گريم: سعيد ملكان، شهرام توانا و ساقي شاهمرادي
گروه تداركات: عليرضا ابوالقاسمي و فواد بوربور
بازيگران: عبدالرضا اكبري، قاسم زارع، شهرام عبدلي، محمدرضا داوودنژاد، مهرداد ضيايي، مينا جعفرزاده، مينا نوروزيفر، فرحناز منافيظاهر، كامبيز دارابي، علي طالبلو، فاطمه سيدي، روحا... كماني، سهند جاهدي، سالار سعيدي و آرميتا مرادي.
نقش پرفراز و نشيب
اما عبدالرضا اكبري، او ميگويد: «من نقش احمد، كارمند شركت دخانيات را بازي ميكنم، نقشي، پر از فراز و نشيب، در واقع «احمد» از يك نقطهاي آغاز ميشود و سپس دچار يك بحران ميشود، سپس به مرحلهاي ميرسد كه ممكن است مرحله تحول هر انساني شود. به هر حال نوسانش برايم خيلي جذاب بود، همچنين كار كردن با «بهمن زرينپور» يكي از بازيگران و كارگردانان برجسته ايران زمين بسيار لذتبخش بود.» اكبري ميگويد: «اين مجموعه، نهضتي كه امام(ره) در آن سالها آغاز كردند و در سال 57 شكل گرفت را به تصوير ميكشد، اتفاقاتي مربوط به آدمهايي كه در جنوبيترين نقاط شهر زندگي ميكنند و در عين حال درگير يك سري از مسايل مبارزاتي قرار ميگيرند.
مامور ساواك
«شهرام عبدلي» هم كه نقشهاي جدي را بسيار خوب بازي ميكند، ميگويد: من نقش يك مامور ساواك را بازي ميكنم، البته سنم به آن سالها قد نميدهد، اما افرادي بودند كه از تاريخ معاصر ايران كه مدت زمان نه چندان زيادي از آن گذشته، براي من تعريف كنند، ضمن اينكه فيلمهاي زيادي از آن دوره طي سه دهه اخير ساخته شده است كه همه آنان به من در ايفاي اين نقش كمك كرد. از عبدلي پرسيديم كه چرا بيشتر، نقشهاي منفي را بازي ميكني كه با جديت گفت: «اين خلق و خوي بدي در سينما و تلويزيون ماست، متاسفانه كارگردانها يا تهيهكنندهها، معمولا به دنبال بازيگري هستند كه در آن نقش جا افتاده باشد و دوست ندارند از آن بازيگر نقشهاي ديگري بخواهند. اما در پاسخ به پرسش شما بايد بگويم كه اشخاصي چون آلپاچينو، رابرت دنيرو و... كه از آنان به عنوان غولهاي بازيگري ياد ميكنند، هميشه نقشهاي گنگستر و قاچاقچي و به قول امروزيها نقشهاي منفي را بازي ميكردند، اما بيننده ميدانست كه آنها دارند «نقش» بازي ميكنند. عبدلي گفت: كارهايي كه از من پخش نشده؛ «تا تنهايي»، «روزها و رازها» و «خونمردگي» است، همچنين تله فيلم «عبور از غبار»، ضمن اينكه قصد دارم در سال 89، بيشتر به فيلمنامهنويسي بپردازم.
هم منشي صحنه و هم بازيگر
فاطمه سيدي در اين مجموعه هم منشي صحنه است و هم بازيگر، حرفهاي او در نوع خود خواندني است، تكتك عواملي كه پشت دوربين هستند، «همهشان به صورت حرفهاي فعاليت ميكنند، از كارگردان، فيلمبردار، برنامهريز و... تا آبدارچي هم بايد حرفهاي باشند، مثلا همين آبدارچي اگر به موقع پذيرايي نكند، همه عوامل احساسي خستگي ميكنند. پس اگر هر يك از دستاندركاران پشت دوربين نباشند به كار لطمه وارد ميشود، ولي متاسفانه خيلي از عوامل حمايت نميشوند، نميخوام بگم چرا فقط از بازيگران تقدير و تشكر ميشود، يا نميشود، البته كه تهيهكننده بايد از بازيگران همه جوره حمايت كند، اما ما هم حق داريم، بارها شده به دفترهايي رفتم كه سر قرارداد به خاطر صد هزار تومان با من چونه ميزنند، از شما ميپرسم: خب فلان بازيگر را به هر قيمتي شده ميآوريد، اما چرا حق ما ضايع شود؟!
زماني كه بين كاري تا مدتها بيكار هستيم، اگر همكاران ما را به ديگران معرفي نكنند، واقعا نميدانيم به كجا پناه ببريم، آيا جايي هست برم و بگم من اين مدت بيكار هستم، در خانه سينما با شرط و شروطهايي عضويت قبول ميكنند، بايد چند تا كار سينمايي انجام داده باشيم، اين دو طرف هيچ هماهنگي ندارند و اينجا ما سختي ميكشيم، الان مدتهاست دنبال عضويت هستم ولي موفق نشدم، بيشترين دليل عضويت، بيمه است كه خيالمان راحت باشد بعد از چند سال زحمت و سابقه كار نتيجهاش را در آينده ببينيم.»


